بهترین کار
از صب ساعت ۶ بیدارم( کاش این بخش کوفتی تموم شه. بس که کله سحر بلند شدیم مردیم😫) تازه الان رسیدم خونه. حالا عمق فاجعه اینجاس. هیچ غذایی موجود نیس برا خوردن. 🙄 مواد اولیه هم یوخ. نه روغن ، نه تخم مرغ ، نه نمک ، نه اندازه کف دست نون .هیچ وقت اینجوری موجودی صفر نمیشد.😁
همیشه قبل تموم شدن مواد یه حرکتی میزدم منتهی گفتم که بذارم یه دفعه برم خرید.
دیروزم درگیر کارای پایان نامه بودم نشد برم خرید. در نتیجه بهترین کار ممکن اینه که یه دونه کیک که فک کنم الان یه دو سالی ازش میگذره و اون گوشه کابینت داره خودنمایی میکنه و به احتمال زیاد خشک هم شده رو با چایی بزنم بر بدن و بگیرم بخوابم که نفهمم چیزی موجود نیس😁😁
پیشنهادم اینه که شما هم بخوسبید.😴😴 هیچی بهتر از خواب توی این دنیا نیس بخدا😙😏😌
بعدش که بیدار شدم یه فکری بابت این وضع فلاکت بار میکنم😎
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۳ ساعت 15:31 توسط فاطیما
|