رفیقم داره کارای پایان نامشو میکنه. اونم با یه استاد راهنمایی که خیلی در دسترس نیس. کلافه شده. خداییش توی انتخاب استاد راهنماتون نهایت دقت و بکنین. اذیت کردناشون، در دسترس نبودنشون میتونه از زندگی سیرتون کنه.

یاد دفاع کردن خودم افتادم.

موضوعشو که به هر کیی میگم یه چند لحظه چشماش درشت میشه تا بتونه هضمش کنه😁😁.(یه خورده تخصصی و جدید توی ایران و دنیا.)

تا دیتا ها رو جمع کردم که پدرم در اومد.

یه استاد راهنما هم داشتم که از خودم پیگیرتر بود به موضوع. 😁😁. خداییشم همیشه در دسترس بود. ادم خوبی بود. ولی خب گاهی وقتا این دقت زیادیش اذیت کننده بود. باید همه چی خییییلییی دقیق انجام میشد.

خداروشکر تموم شد اون روزا. اصلا حاضر نیستم برگردم به یک ثانیه از اون لحظات....

چقدر باد داره میاد. هوای ابری و بادی و بارونی. قشنگ ،تِر میخوره به ماشینای ملت😁

فردا شب دوباره شیفتم.🫩. هر موقع میرم شیفت و میام قشنگگگگ یه چند ساعتی رو میخوابم🙄. بدن و مغز نمیکشه خب