چهارتایی
بذارید یه داستان براتون تعریف کنم که مثل فیلم های ترکیه ایه :
توی دانشگاه ما، چند تا ورودی بعد من، یه اکیپ بود که ۲ تا دختر داشت و ۲ تا پسر. این دختر پسرا دوتا دوتا با هم کاپل بودن. پسرا برای همون شهری بودن که من دانشجو اونجا بودم. دخترا هم یکیشون تهرانی بود و اون یکی ترک. این اکیپ همیشه با هم بودن. مسافرت، گردش ، گروهاشون و.... بعد یه مدت دختر و پسر این گروه، دختر تهرانی و اون یکی پسره به پارتنرشون خیانت میکنن و میریزن روی هم و این اکیپ میپوکه😁
اون یکی پسره بعدش میره با یه دختر دیگه که اصلا مال این دانشگاه نبود رل میزنه و بعدم عقد میکنن و بعدشم جدا میشن. بعدش دوباره میره یه رل دیگه برا خودش پیدا میکنه. سرخوش بود برا خودش😁. اون دختر ترکه هم با یه پسر دیگه از همکلاسیاش که برا همون شهری بود که من درس میخوندم اونجا، اشنا میشه و بعدم با هم ازدواج میکنن و الانم در انتظار دنیا اومدن بچشونن.( پسرای اونجا پسرای بگیرین. که البته مرده شورشونو ببرن ) حالا میمونه این دختر تهرانی و اون پسره.اونا هم چند سال با هم بودن و جدیدا هم ازدواج کردن.
پسره یه ادم مزخرفی بود. کلا اعصاب نداشت. البته من برخورد بدی ازش ندیدم ولی با بچه های دیگه درگیری زیاد داشت. تنها چیزی که من میدیم ازش این بود که مثلا ما رو که میدید اصلا سلام نمیکرد. عین یه بز بود. حالا جالبیش این بود که بچه های دیگه اونو توی خیابون با دخترای دیگه هم دیده بودن. بالاخره کسی که یه بار خیانت بکنه دفعات بعدی هم انجامش میده. نمیدونم دختره چجوری حاضر شده زن این ادم بشه. 🤔🤔. پسره نه قیافه داره، نه اخلاق، نه تعهد و وفاداری. سیرمونی هم نداره. البته پسرا کلا هیچ موقع سیرمونی ندارن🙄🙄🙄. فقط دیر و زود داره برا اینکه دستشون رو بشه😎😎