اینم از وضع ما
برق رفته. بعد منم باید یه فایلی رو کاراشو میکردم تا نیم ساعت دیگه میفرستادم برا یکی. لپ تاپ صد کیلویی رو برداشتم و زدم از خونه بیرون دنبال جایی که برق باشه.
همین جوری پیاده تا از این منطقه بی برقی خارج شم.😠 البته معلوم بود برق کی میره ولی خب کار من با لپ تاپ تا اون موقع تموم نشد متاسفانه. 😕
دیگه از این منطقه خارج شدم رسیدم به یه سوپری. اخه این موقع روز ، اونم تعطیل فقط سوپری باز بود. دیگه جریان و بهش گفتم.
بنده خدا قبول کرد.
الانم پشت دخلش نشستم ،یه شیرکاکائو با کروسان شکلاتی هم برام گذاشته، خودشم رفته اون گوشه کلشو کرده توی گوشیش.🥺
به چشم برادری بچه خوبیه😁😉
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 14:41 توسط فاطیما
|